گفت امشب مال من باش ؛فکر کردم اخرین بار کی برا تو بودم،اخرین بار کی خواستی که برا تو باشم، برا کسی بودن یادم رفته بود،یا شایدم از اول بلد نبودم...من دختر معشوقه ی محبوب نبودم،بودم؟
برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:17
برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:17
برچسب: نویسی, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45
برچسب: نامه, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45
در بدترین حالت ممکن اردیبهشت نود و شش را از دست داده ام، تا ته ته تهش یک جایی توی ارشیو خالی خواهد ماند و من هی غصه خواهم خورد که لعنتی! درباره ی بوی خوش اردیبهشت ننوشتی ! حقیقتا چه غلطی میکردم وقتی اردیبهشت با تمام خاطراتش در حال تمام شدن بود ! حالا باید بنشینم و زور بزنم تا اردیبهشت نود و ششم برگردد. . .
برچسب: عجبا, نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45
گفت امشب مال من باش ؛فکر کردم اخرین بار کی برا تو بودم،اخرین بار کی خواستی که برا تو باشم، برا کسی بودن یادم رفته بود،یا شایدم از اول بلد نبودم...من دختر معشوقه ی محبوب نبودم،بودم؟
برچسب: نویسنده: مانی زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45
من در آبانماه به دنیا امدم،
در آبانماه عاشق شدم و در آبانماه برای اولین بار به فریاد گفتم دوستش دارم :)
توی یکی از همین آبانماه ها هم بود که تصمیم گرفتم بنویسم! همه ی وبلاگ هایم را از آبانماه شروع کرده ام و چه خوب!
اگر جا داشت دلم میخواست توی یکی از همین آبانماه ها چشم هایم را ببندم و بروم دور ترین جای ممکن، مثلا روی ماه، بنشینم روی ماه و فکر کنم چه شد که اسمم را گذاشتند آی ناز !
( آی ، در زبان ترکی معنای ماه را میدهد)