خوشبختی های زرده بالا آورده + ام

خرید بک لینک
خانواده ی پنج نفره ی مان یک پدر عینکی بدون مو دارد و سه دختر تمام و کمال که هر سه عکس های مشترکی از بچگی شان با پیراهن سفید و سبز و صورتی کنار حوضهِ ابی و کوچک خانه ی پدری دارند. مادرم با روسری فیروزه رنگی با سال ها فاصله کنار هر سه ی مان ایستاده و همان لبخند معروف را زده، پدرم توی تمام عکس ها مو دارد ، حالا هم دارد ولی نه به پرپشتی موهای توی قاب عکسی که مادرم صبح ها زیر چشمی نگاهش میکند...خا خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: تنها,پنجره,خانه,قرمز,رنگمان, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:17

گفت امشب مال من باش ؛فکر کردم اخرین بار کی برا تو بودم،اخرین بار کی خواستی که برا تو باشم، برا کسی بودن یادم رفته بود،یا شایدم از اول بلد نبودم...من دختر معشوقه ی محبوب نبودم،بودم؟

خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:17

از بهترین عاداتش این بود که با شانه ای مینشست کنارم و میپرسید موهایم درد نمیکنند؟هیوچقت موهایم درد نمیگرفتند یا حتی هیچوقت فکر نمیکردم که موهایم یک روزی درد بگیرند با این حال به بهانه ی دور نشدن از عطر دوست داشتنیش میگفتم تک تک تار موهایم درد میکنند و حتی شب ها اشک میریزند از درد ، میگفتم اصلا برای همین اشک ریختن هایشان است که بالشت بنفش رنگم را صبح ها خیس میبینم ... .از بهترین عاداتش بود، میپرس خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:17

1- همه جای زندگیم پر از سکوت و تنهاییست. واقعا قصدم چس ناله کردن از اوضاع و احوالم نیست ولی خب ، همه چیز گهی است و غیر از این شعر ها چیزی برای نوشتن نمانده است. 2-من هیچوقت ادم مهمی نبوده ام. ادم مهم بودن را بلد نیستم، خاطرم زود تر از دانه های برف نیست نابود میشود و دور انداخته میشوم. 3-سر درد دارم، سرگیجه دارم،چشم هایم را که میبندم دنیا تما میشود از رویاها خبری نیست که نیست. ارزو هایم براورده ن خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسی, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

امسالم پر از رابطه های احساسی و تصمیم های عجولانه بود، لابه لای همین تصمیم یاد گرفتم ک چطور همه چیز را به یک بار خراب کنم و شب ها را های های گریه کنم، سال موفق نداشتم، پر از شکستو ناکامی و این ها، بزرگ تر شده ام و این را به وضوح حس میکنم، وارد روابط جدیدی شدم و کسی را پیدا کردم که تقریبا میتوانم اسمش را بگذام"عشق". سال مبهمی بود، پر از روابط مبهم، پر از روزهای دلگیر و تابستانی که با های های قبول ن خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نامه, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

خانواده ی پنج نفره ی مان یک پدر عینکی بدون مو دارد و سه دختر تمام و کمال که هر سه عکس های مشترکی از بچگی شان با پیراهن سفید و سبز و صورتی کنار حوضهِ ابی و کوچک خانه ی پدری دارند. مادرم با روسری فیروزه رنگی با سال ها فاصله کنار هر سه ی مان ایستاده و همان لبخند معروف را زده، پدرم توی تمام عکس ها مو دارد ، حالا هم دارد ولی نه به پرپشتی موهای توی قاب عکسی که مادرم صبح ها زیر چشمی نگاهش میکند...خا خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: تنها,پنجره,خانه,قرمز,رنگمان, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

قبلا آنلاین میشد ، دست و دلم میلرزید و چیزی نمیتونستم براش بنویسم ، میرفت...

حالا آنلاین میشه، چشامو تنگ میکنم و قلبم یخ میزنه، چیزی براش نمینویسم و میره...

گوش کنیم : سلام ، {با نیش باز میفرماید :سلام آخه عزیزم }

خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: اینجا,آنجا, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

سین، یک باری نذر درخت کرده بود، نذر کرده بود سه تا درخت گیلاس بکارد کنار تک درخت کوچه ، آن روزها حسودیم میشد که ای کاش درخت بودم ، ای کاش درخت بودم و سین مرا میگرفت توی دست هایش و میگذاشت کنار همان درخت همیشه سبز آخر کوچه، نذر سین عجابت نشد ، آخر سر هم هیچ درخت گیلاسی کاشته نشد،از آن به بعد دیگر دلم نمیخواست درخت باشم، دلم نمیخواست یک درخت نذر شده باشم که هیچوقت کاشته نشد. . .حالا ، دلم میخ خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: درخت,بانو, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

در بدترین حالت ممکن اردیبهشت نود و شش را از دست داده ام، تا ته ته تهش یک جایی توی ارشیو خالی خواهد ماند و من هی غصه خواهم خورد که لعنتی! درباره ی بوی خوش اردیبهشت ننوشتی ! حقیقتا چه غلطی میکردم وقتی اردیبهشت با تمام خاطراتش در حال تمام شدن بود ! حالا باید بنشینم و زور بزنم تا اردیبهشت نود و ششم برگردد. . .


برچسبها: فاک یو حتی خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: عجبا, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

گفت امشب مال من باش ؛فکر کردم اخرین بار کی برا تو بودم،اخرین بار کی خواستی که برا تو باشم، برا کسی بودن یادم رفته بود،یا شایدم از اول بلد نبودم...من دختر معشوقه ی محبوب نبودم،بودم؟

خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:45

صفحه بندی